فرانتس تشنر ، مقبول احمد ( مترجم : گنجى وآذرنگ )
17
دانش جغرافيايى مسلمانان ( فارسى )
اين عده دنباله رو نظام تقسيمبندى « كشور » ايرانى هستند ، ديگر اينكه آنان عراق را با ايرانشهر يكى دانستهاند و كتابهاى خود را با توصيف عراق آغاز مىكنند ، و به اين ترتيب عراق را مركز ثقل جغرافياى توصيفى و محلى مسلمانان قرار مىدهند . بنا بهنظر بيرونى ، هفت « كشور » با هفت دايرهء مساوى نشان داده مىشد . « كشور » مركزى ، ايرانشهر بود كه خود خراسان ، فارس ، جبال ، و عراق را در برمىگرفت . نظر بيرونى اين است كه اين تقسيمات جنبهء قراردادى داشته و بيشتر براى مقاصد ادارى و سياسى وضع شده است . در عهد باستان ، پادشاهان بزرگ در ايرانشهر زندگى مىكردند ، و براى آنها ضرورى بود كه در منطقهء مركزى سكونت گزينند تا با ممالك ديگر فاصلهاى برابر داشته باشند و بهتر بتوانند به ادارهء امور بپردازند . اين گونه تقسيمبندى هيچ ربطى به نظامهاى طبيعى يا قوانين نجومى نداشت ، بلكه بر تغييرات سياسى يا اختلافات قومى استوار بود . « 1 » بعد از آنكه بغداد به پايتختى امپراتورى عباسى برگزيده شد ، عراق طبيعتا جايگاه مركزى و سياسى با اهميتى در جهان اسلام به دست آورد . ابن خرداذبه عراق را برابر با ايرانشهر دانسته و « السواد » ، كه در روزگاران پيشين « دل ايرانشهر » ناميده مىشد ، در نظام جغرافيايى او موضع مركزى داشت ؛ و به همين دليل وى جغرافياى خود را با توصيف آن آغاز مىكند . به همين ترتيب ، يعقوبى هم عراق را مركز جهان و « ناف زمين » ( « صورة الارض » ) مىداند . ولى در نظر يعقوبى ، مركز عراق بغداد است ، زيرا اين شهر نه تنها بزرگترين شهر جهان و داراى شكوهى بىنظير بود ، بلكه مركز حكومت بنى هاشم نيز به شمار مىرفت . و چون عراق
--> ( 1 ) . صفة ، چاپ طوغان ، ص 5 ، 60 - 62